محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3384

تاريخ الطبرى ( فارسي )

) و شرمگين شد و كرسى را به حوشب برسمى داد و متصدى كرسى بود تا مختار به هلاكت رسيد . گويد : يكى از عموهاى اعشى به نام ابو امامه به انجمن ياران خويش مىآمد و مىگفت : « امروز وحيى براى ما ساخته‌اند كه مردم همانند آن نشنيده‌اند و خبر همهء اتفاقات آينده در آن هست . » موسى بن عامر گويد : اين ، كار عبد الله بن نوف بود ، مىگفت : « مختار به من دستور داده » ولى مختار از آن بيزارى مىكرد . پس از آن سال شصت هفتم در آمد . سخن از حوادث سال شصت و هفتم از جمله حوادث اين سال كشته شدن عبيد الله بن زياد بود و كسانى از مردم شام كه با وى بودند . سخن از كيفيت قتل عبيد الله بن زياد ابو سعيد صيقل گويد : با ابراهيم بن اشتر برفتيم ، آهنگ عبيد الله بن زياد داشتيم و كسانى از مردم شام كه با وى بودند ، با شتاب برفتيم و راه كج نكرديم كه مىخواستيم پيش از آنكه وارد سرزمين عراق شود با وى تلاقى كنيم . گويد : خيلى پيش از او به مرزهاى سرزمين عراق رسيديم و در سرزمين موصل پيش رفتيم و با شتاب سوى وى رفتيم و در خازر بر كنار دهكده اى به نام باربيثا تلاقى كرديم كه از آنجا تا شهر موصل پنج فرسخ بود . گويد : ابن اشتر طفيل بن لقيط را كه از تيره و هبيل نخع بود بر مقدمهء سپاه